|
|
| نور زهرا (س) هرگز خاموش شدني نيست |
| وجه تسمیه حضرت فاطمه علیهاالسلام به انسیه حوراءِ |
| لحظات وداع حضرت فاطمه علیهاالسلام |
| نور زهرا (س) هرگز خاموش شدني نيست |
| سخنرانی آیت الله جوادی آملی (دامت برکاته) در دیدار با اعضای مجمع فرهنگی مذهبی موعود (عج) و اقشار مختلف مردم به مناسبت ایام فاطمیه ـ مشهد مقدّس ؛ حسینیّه هراتیها ـ11 / 5 / 1381 |
| خاندان عترت از آن جهت که همتای قرآن کریمند ؛ هر وصفی
که درباره قرآن مطرح است ، در این دودمان طاها و یاسین هم طرح می شود. اگر
قرآن فصل الخطاب است ، نّه ل قوا فصا و ما هو ب الهزل (1)؛ سخنان عترت
طاهرین هم اینچنین است . و اگر درباره قرآن مطالبی به عرضتان می رسد ، همان
مطالب درباره عترت طاهرین هم صادق است . و اگر چند جمله به عنوان تفسیر
قرآن در این محضر سخنانی ارائه می شود ، این به مثابه تفسیر کلمات نورانی
عترت طاهرین (علیهم السّلام) هم هست . اگر خدای سبحان در آیه تطهیر(2) به
طهارت اینها فتوا داد ، و اگر رسول گرامی در آن حدیث ثقلین(3) اینها را
همتای قرآن کریم قرار داد ، پس تفسیر قرآن کریم به مثابه تفسیر کلمات
اینهاست و تبیین سیره و سنّت آنها به منزله تفسیر قرآن کریم است . |
| تلاش برای منزوی کردن حضرت فاطمه (س)درباره عظمت
فاطمه زهرا (س) همین بس که وجود مبارک امیرالمومنین ، علی بن ابیطالب (ع)
در مراسم تدفین آن بانو به رسول گرامی (ص) عرض کرد : پیامبرا ! سخن از غصب
فدک و مانند آن نبود و نیست ، سخن از هضم زهرا و حذف زهراست !! که همه
خواستند این بی بی را از صحنه سیاست منزوی کنند . و چون کار دولتمردان نبود
، دیگران را هم با خود هماهنگ کردند ؛ به صورت امت واحد در آمدند تا زهرا
را منزوی کنند ! ستنبّ ئک ا بنتک النّاز له ب ک مهم ترین گزارش دنیا را که دخترت امشب به عرض شما می رساند ،این است : ب تضافر الامّه علی هضم ها(4). به عرض شما می رساند که دست اندرکاران دولت و ملّت با هم شدند تا زهرا را منزوی کنند . انزوای فاطمه از ملّت به تنهائی ممکن نبود ، از دولت به تنهائی ساخته نبود ؛ دولت و ملّت هماهنگ شدند تا این بی بی را هضم کنند !! گرچه نتوانستند هضم کنند . آنان با هم تضافر و تظاهر و تعاون و تساهل کردند تا زهرا را از صحنه خارج کنند. زیرا شنیده بودند رضای او ، رضای پیامبر و خداست ؛ قهر و خشم او ، قهر و خشم پیامبر و خداست . |
| عدم انزوا و نابودی عترت طاهرین (ع) به دلیل همتائی با قرآن کریم چنین انسان کاملی نه تنها آن روز هضم نشد ، بلکه در دوره امویان و مروانیان هم هضم نشد ، در دوره عباسیان هم هضم نشد ، در ادوار بعدی تا به پهلوی برسد هضم نشد ؛ همچنان می ماند . زیرا این فاطمه و سایر ذوات مقدّس ،عترت طاهره قرآن کریمند و قرآن ناطقند و قرآن قابل هضم و انزوا نیست ؛ یریدون ل یطف وا نور الله ب افواه ه م و الله مت مّ نور ه (5) در یک بخش ، و یابی الله لاان یت مّ نوره (6) بخش دیگر. چرا بی بی و سائر ذوات مقدّس عترت طاهره قابل هضم نیستند ؟ چرا قرآن کریم قابل انزوا و حذف نیست ؟ برای اینکه این نور است ، اوّلاً . و از درون می جوشد و مشتعل می شود ، ثانیاً . اگر چیزی نور ضعیف باشد ، مانند نور شمع و فانوس ؛ قابل خاموش کردن است . و اگر نوری باشد نظیر نور آفتاب ، بلکه بالاتر از آفتاب ، اوّلاً ؛ و این نور هم از درون بجوشد ، نه از بیرون ، ثانیاً ؛ به هیچ وجه قابل خاموش کردن نیست . این که ذات اقدس له فرمود : نور خدا خاموش شدنی نیست ، نمی شود با دهن و با تبلیغ و قلم و بنان و بیان این نور را خاموش کرد؛ برای این است که اینها بالاتر از شمس و قمر سپهرند ، اوّلاً ؛ و از درون انسانها که فطرت است ، افروخته می شود ، ثانیاً ؛ همانطوری که یک نار الله الموقده(7) در دلهای عدّه ای است ، یک نور الله هم هست که یهد ی الله ل نور ه من یشآء (8). آن نوری که از دل برخیزد ، با فوت دهن خاموش نمی شود . این نور هرگز خاموش شدنی نیست ، بلکه مشتعل می ماند تا به لقای الهی برسد . |
| اوج مقام و منزلت حضرت فاطمه (س) در دریافت وحی و اخبار غیبی این سخن کم نیست که مرحوم کلینی (رض) از معصوم (ع) نقل کرده که جبرئیل امین بر این بانو نازل می شد !! آن معارف غیبی را بازگو می کرد ؛ و وجود مبارک بی بی اینها را دریافت می کرد ، بعد به علی بن ابیطالب املاء می کرد ، و علی بن ابیطالب کاتب وحی بود برای فاطمه . دختر پیغمبر بودن ، مادر 11 امام بودن ، اینها همه فضیلت است ؛ البته فاطمه بنت اسد مادر 12 امام است ، ولی این مقام را ندارد ! او کجا ، فاطمه زهرا کجا !! شما می بینید امیرالمومنین (ع) در نهج البلاغه گاهی به کلام فاطمه استشهاد می کند . می فرماید : فاطمه اینچنین گفته است ! این می شود «حجت خدا » . |
| مصحف فاطمیه ، یکی از منابع علوم اهل بیت (ع) این مصحف فاطمه ، جزء منابع علوم اهل بیت است . وقتی از ائمه (علیهم السّلام) سئوال می کنند : این علوم غیب را شما از کجا دارید، می فرمودند : باطن قرآن پیش ماست ، در همین زیارت جامعه کبیره می گوئیم : و ع ندکم ما نزلت ب ه ملاکه لی رسل ه (9). همه صحفی که فرشتگان الهی برای انبیای گذشته آوردند ،پیش ائمه (ع)هم هست؛ از اینجا علوم غیب دارند . می فرمود : مصحف مادر ما پیش ماست ! ما بسیاری از اسرار غیب را از کتاب مادرمان می گوئیم ؛ این می شود حجت خدا بر ائمه (ع) ! |
|
چگونگی حجیت حضرت زهرا (س) بر سائر ائمه (ع) |
| وجه تسمیه حضرت فاطمه علیهاالسلام به انسیه حوراءِ |
| پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند نور حضرت فاطمه سلام الله علیها را پیش از آفرینش زمین و آسمانها آفرید. عرض شد: یا رسولالله! مگر حضرت فاطمه علیهاالسلام از جنس آدمیان نیست؟ فرمود: او حور است در قالب آدمیان. خداوند نور وی را در صُلب آدم به ودیعه گذاشت و از صلب من بیرون آورد، هر گاه شوق بهشت میکنم، فاطمه را میبوسم. (1) |
| ابنعباس در خبر مفصلی از پیغمبر صلی الله علیه و آله نقل کرده که در ساق عرش نوری دیدم که فروزنده بود مانند حوریان بهشتی. پرسیدم کیست؟ گفتند: این دختر،«انسیه حوراء» است و او از میوههای بهشتی تکوّن یافته است. حوریهای است به صورت انسیه و انسیهای است به معنی حوریه و چون درِ بهشت را گشودند، بوی حضرت فاطمه علیهاالسلام را استشمام کردم. |
| مراد از حوریه این است که مانند انسان و انسیه، به کدورات عالم طبع،
آلوده نشده و چون ملکه نوری است که به همه صور میتوان متشکل گردد. اصل حورالعین، از طبیعت ملک و نورانیت است و حضرت فاطمه، انسیهای است که به نورانیت و روحانیت فرشتگان است. چون بشریت، مستلزم کثرت کثافات عنصری مادی است؛ حضرت فاطمه انسیه حوراء از کدورت طبیعت بشری دور و منزه است و او موجودیت بین فرشتگان و بشر است. |
| بدین جهت حضرت زهرا سلام الله علیها را «انسیه حوراء» گفتند که روح افزا و روح بخش و روح انگیز بود و در طینت سنخیتی او، کدورات و پلیدی وجود نداشته است. |
| «انسیه حوراء»؛ یک فرشتهای به صورت ترکیب عنصری بشری است که در لطافت
و ملاحت، حوراء و در صورت، بشری بود که آلوده به پلیدیهای مادی نشده
است.(2) پینوشتها: 1- تفسیر الفرات، ص10. 2- کتاب فاطمة الزهرا"س" صاحب ولایت کبری، ص75. |
|
http://www.tebyan.net/religion_thoughts/articles/theinfallibles/hazartzahra/2006/6/10/17945.html |
| لحظات وداع حضرت فاطمه علیهاالسلام |
| در منابع شیعه و سنی در زمینه شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام مطالبی اعم از تاریخی و روایی ذکر شده است که در این مطلب اجمالا به آن میپردازیم. |
|
سلیم بن قیس میگوید: |
| چون شب رسید، حضرت علی علیه السلام، عباس و فضل پسر او و مقداد و سلمان و ابوذر و عمّار را طلبید و بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نماز گزارد و او را دفن نمود. چون صبح شد، مقداد به ابوبكر و عمر گفت: ما دیشب فاطمه را دفن كردیم. عمر به ابوبكر گفت: نگفتیم چنین خواهند كرد؟ عباس گفت: فاطمه خود چنین وصیت كرده بود كه شما بر او نماز نخوانید. |
![]() |
|
چون شب رسید، حضرت علی علیه السلام، عباس و فضل پسر او و مقداد و سلمان
و ابوذر و عمّار را طلبید و بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نماز گزارد و
او را دفن نمود. چون صبح شد، مقداد به ابوبكر و عمر گفت: |
| علامه مجلسی مینویسد: در مدت زندگانی آن بانو علیهاالسلام بعد از پدر بزرگوارش، اختلاف نظر بسیاری میان خاصّه و عامّه میباشد، از شش ماه بیشتر و از چهل روز كمتر نگفتهاند، و احادیث معتبر دلالت میكند بر آن كه بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پیغمبر، هفتاد و پنج روز بوده است. ابوالفرج اصفهانی در كتاب مقاتل الطالبیین از حضرت امام محمّدباقر علیه السلام روایت كرده است: مدت بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پدر خود؛ سه ماه بود. |
|
همچنین شیخ صدوق روایت كرده است: چون از جانب حق تعالی خبر وفات آن سرور
بانوان دو عالم دررسید، امّ ایمن را طلبید و- او معتمدترین زنان نزد آن
بانو بود- فرمود: |
![]() |
|
پس آن بانوعلیهاالسلام در نیمه شب به ریاض جنّت انتقال یافت. حضرت علی علیه السلام در همان ساعت مشغول تجهیز و تكفین آن حضرت گردید. پس از آن كه از غسل و دفن فارغ شد، جنازه را بیرون آورده و جریدی از درخت خرما روشن كرده و با جنازه آن حضرت بیرون آمدند، تا آن كه در همان شب بر آن حضرت علیهاالسلام نماز گزارند و جسد مطهّرش را دفن كردند...(علل الشرایع؛185) علامه مجلسی مینویسد: در مدت زندگانی آن بانو علیهاالسلام بعد از پدر بزرگوارش، اختلاف نظر بسیاری میان خاصّه و عامّه میباشد، از شش ماه بیشتر و از چهل روز كمتر نگفتهاند، و احادیث معتبر دلالت میكند بر آن كه بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پیغمبر، هفتاد و پنج روز بوده است. ابوالفرج اصفهانی در كتاب مقاتل الطالبیین از حضرت امام محمّدباقر علیه السلام روایت كرده است: مدت بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پدر خود؛ سه ماه بود.(مقاتل الطالبیّین؛49) |
| اكثر علمای امامیه گفتهاند در روز سوّم جمادی الاول واقع شد. همچنین در سن شریف حضرت فاطمه علیهاالسلام در وقت وفات، اختلاف نظر بسیار است، اكثر روایات معتبر دلالت میكند بر آن كه سن شریف آن بانو علیهاالسلام در آن وقت، هیجده سال بوده، و قول صحیح و مشهور میان علمای امامیه همین قول است. |
|
در روز وفات آن حضرت نیز اختلاف نظر بسیار است، اكثر علمای امامیه
گفتهاند در روز سوّم جمادی الاول واقع شد. همچنین در سن شریف حضرت فاطمه
علیهاالسلام در وقت وفات، اختلاف نظر بسیار است، اكثر روایات معتبر دلالت
میكند بر آن كه سن شریف آن بانو علیهاالسلام در آن وقت، هیجده سال بوده، و
قول صحیح و مشهور میان علمای امامیه همین قول است. |
| چون خبر شهادت حضرت زهرا در مدینه منتشر گردید، شیون از خانههای مدینه بلند شد، و مردم جمع شده بودند و گریه میكردند و انتظار بیرون آمدن پیکر حضرت را میكشیدند. پس ابوذر بیرون آمد و گفت: بیرون آوردن آن حضرت را به تأخیر انداختند، پس مردم متفرق شده، برگشتند. چون پاسی از شب گذشت و دیدهها به خواب رفت، جنازه را بیرون آوردند، امیرمؤمنان و حسن و حسین علیهم السلام و عمّار و مقداد و عقیل و زهیر و ابوذر و سلمان و بریده و گروهی از بنیهاشم و خوّاص آن حضرت، بر آن بانوعلیهاالسلام نمازگزاردند و در همان شب دفن كردند. حضرت علی علیه السلام بر دور قبر آن حضرت هفت قبر دیگر ساخت كه ندانند قبر آن بانو علیهاالسلام كدام است. |
|
حضرت امیر علیه السلام فرمود: ای دختر رسول خدا آنچه خواهی وصیت كن. پس
بر بالین آن حضرت نشست و هر كه در آن خانه بود بیرون كردند. پس ساعتی هر دو
گریستند. حضرت علی علیه السلام سر فاطمه علیهاالسلام را مدتی به دامن گرفت
و به سینه خود چسبانید و فرمود: |
| ابن شهرآشوب و دیگران روایت كردهاند چون خواستند كه آن حضرت علیهاالسلام را در قبر گذارند، دو دست شبیه دستهای رسول خدا صلی الله علیه و آله از میان قبر پیدا شد، و آن حضرت را گرفت و به قبر برد. |
|
در كشف الغمّه روایت كردهاند چون وفات حضرت فاطمه علیهاالسلام نزدیك
شد، اسماء بنت عمیس را گفت: آبی بیاور كه من وضو بگیرم، پس وضو گرفت - به
روایتی دیگر غسل كرد - و بوی خوش طلبیده و خود را خوشبو گردانید و جامههای
نو طلبید، پوشید و فرمود: |
|
مفضّل از حضرت صادق علیهالسلام سؤال نمود: فاطمه علیهاالسلام را چه
كسی غسل داد؟ حضرت فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام غسل داد؛ زیرا كه
فاطمه، صدیقه و معصومه بود، و معصوم را به غیر از معصوم غسل نمیدهد،
چنانچه مریم را حضرت عیسی علیه السلام غسل داد.
|
|
در این حال امام حسن و امام حسین علیهماالسلام از در آمدند و گفتند: ای
اسماء! چرا مادر ما در این وقت به خواب رفته است؟ اسماء گفت: مادر شما به
خواب نرفته ولیكن به رحمت خداوندی واصل گردیده است، پس حضرت امام حسن علیه
السلام خود را بر روی آن حضرت افكند و روی انورش را میبوسید و میگفت: ای
مادر با من سخن بگو پیش از آن كه روحم از جسد مفارقت كند، و حضرت امام حسین
علیه السلام بر پایش افتاد و میبوسید و میگفت: ای مادر بزرگوار! منم
فرزند تو حسین. با من سخن بگو پیش از آن كه دلم شكافته شود و از دنیا
مفارقت كنم. |
![]() |
|
به روایتی دیگر چهل قبر دیگر را آب پاشیدند كه قبر آن حضرت مشخص نباشد و به روایت دیگر قبر آن حضرت را با زمین هموار كرد كه علامت قبر معلوم نباشد؛ این کارها برای آن بود كه موضع قبر آن حضرت را ندانند و بر قبر ایشان نماز نخوانند و خیال نبش قبر آن را به خاطر نگذرانند.(روضة الواعظین؛151) به این سبب در مورد محل قبر آن بانو علیهاالسلام اختلاف نظر واقع شده است: بعضی گفتهاند در بقیع نزدیك قبور ائمه بقیع است و بعضی گفتهاند میان قبر حضرت رسالت و منبر آن حضرت دفن شده است، زیرا كه حضرت فرمود: میان منبر و قبر من باغی از باغهای بهشت است و منبر من بر دری از درهای بهشت است. اصّح آن است كه آن حضرت را در خانه خود دفن كردند، چنانچه روایت صحیح بر آن دلالت میكند. ابن شهرآشوب و دیگران روایت كردهاند چون خواستند كه آن حضرت علیهاالسلام را در قبر گذارند، دو دست شبیه دستهای رسول خدا صلی الله علیه و آله از میان قبر پیدا شد، و آن حضرت را گرفت و به قبر برد.(مناقب ابن شهر آشوب؛ 3/414 با كمی اختلاف.) |
|
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روایت كرده است، هفت كس بر جنازه حضرت
فاطمه علیهاالسلام نمازگزاردند: ابوذر، سلمان، مقداد، عمّاریاسر،
خذیفه، عبدالله بن مسعود، و من امام ایشان بودم.
|
|
مفضّل از حضرت صادق علیهالسلام سؤال نمود: فاطمه علیهاالسلام را چه كسی غسل داد؟ حضرت فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام غسل داد؛ زیرا كه فاطمه، صدیقه و معصومه بود، و معصوم را به غیر از معصوم غسل نمیدهد، چنانچه مریم را حضرت عیسی علیه السلام غسل داد.(علل الشرایع؛ ص184) از حضرت صادق علیهالسلام پرسیدند: به چه سبب حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام، فاطمه علیهاالسلام را در شب دفن نمود؟ حضرت فرمود: برای آن كه فاطمه علیهاالسلام وصیّت كرده بود كه آن دو مرد اعرابی كه هرگز ایمان به خدا و رسول نیاورده بودند، بر او نماز نخوانند.(علل الشرایع؛ ص185) از حضرت علی علیه السلام. از علت دفن فاطمه علیهاالسلام در شب پرسیدند؟ فرمود: زیرا كه او خشمناك بود بر جماعتی و نمیخواست آنها بر جنازه او حاضر شوند، و حرام است بر كسی كه ولایت و محبّت آن جماعت را داشته باشد، كه بر احدی از فرزندان فاطمه نماز كند.(امالی شیخ صدوق؛ ص523) حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روایت كرده است، هفت كس بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نمازگزاردند: ابوذر، سلمان، مقداد، عمّاریاسر، خذیفه، عبدالله بن مسعود، و من امام ایشان بودم. (خصال؛361) منبع: |
|
http://www.tebyan.net/religion_thoughts/articles/theinfallibles/hazartzahra/2006/6/10/17950.html |